الشيخ أبو الفتوح الرازي

17

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

گويند اين از نزديك خداست ، و اگر برسد ايشان را بدى گويند اين ( 1 ) از نزديك تو است ، بگو همه از نزديك خداى است ، چيست اين قوم را كه نزديك نيست تا بدانند حديثى ( 2 ) . آنچه ( 3 ) رسد به تو از نيكويى از خداست ، و آنچه رسد به تو از بدى از تو است ، و فرستادم تو را براى مردمان پيغامبر ، و بس است خدا گواه . قوله ( 4 ) : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ ) * ( 5 ) ، خطاب است با مؤمنان و آنان كه خداى و رسول را تصديق كرده باشند ، ايشان را مىفرمايد كه : حذر خود برگيريد . و در « حذر » دو قول گفته‌اند : از باقر - عليه السّلام - روايت كردند كه : « حذر » سلاح باشد و سلاح را براى آن حذر خواند ( 6 ) كه آلت حذر است به او از دشمن حذر كنند . و قولى دگر آن است كه : مراد به « حذر » ، حذر است ، و هما لغتان ، كالمثل و المثل ، و الشّبه و الشّبه ، و الاذن و الأذن ( 7 ) ، و معنى آن است كه : احذروا و كونوا على حذر ، حذر كنيد و بر حذر باشيد . و اصل « نفر » رميدن باشد از فزع ، يقال : نفر من كذا . و النّفر جماعتى باشد ( 8 ) كه از ايشان ببايد گريختن و ( 9 ) بترسيدن ، و نفير عند قتال العدوّ از فزع باشد ، و منافرت مفاخرت باشد لفزع كلّ واحد منهما إلى ما اثره ( 10 ) . و نفر الحاجّ آن باشد كه از منا بروند ، و روا بود كه جمع نافر باشد ، كركب و شرب في جمع راكب و شارب ، و معنى در آيت رفتن است . و « ثبات » جمع ثبه باشد و هى جماعات في تفرقه . و باقر -

--> ( 1 ) . آج ، لب بدى . ( 2 ) . آج ، لب : كه دريابند سخنى را . ( 3 ) . اساس : و آنچه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها « آنچه » مرجّح مىنمايد . ( 4 ) . تب ، مر تعالى . ( 5 ) . تب الاية . ( 6 ) . تب ، آج ، لب : خوانند ، مر : گويند . ( 7 ) . اساس ، مت : بالاذن ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . آج ، لب ، مر : باشند . ( 9 ) . آج ، لب ، مر ببايد . اين معنى براى « نفر » در فرهنگها و كتب تفسير به نظر نرسيد . ( 10 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 438 ) : مأثره .